از وقتی یادم میاد بزرگترین ترس زندگی من نبود پدرم بودهمیشه تو دعاهام به خدا میگفتم که از عمر من کم کند و به عمر پدرم اضافه کند...حالا پدرم مشکوک به سرطان شدهآنهم یکی از بدترین انواع سرطاننتیجه قطعی هرچه باشد تا حدود 10 روز دیگر مشخص میشود، اما علیالحساب تو همین دو سه ساعت من حدود ده تا مو سفید کردم...خدا را عزیزترین مخلوقاتش قسم دادم که حدس پزشکها اشتباه باشدنمیشناسم شما را، اما اگر این پست را میخوانید منت بذارید و برای من غریبه دعا کنید... یک حمد شفا بخوانید برای پدرم... ممنون دلتنگی های یه موجود دوپا...
ما را در سایت دلتنگی های یه موجود دوپا دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 51 تاريخ: سه شنبه 19 دی 1402 ساعت: 18:53